ژاوي : پيروزي در ال کلاسيکو مثل رسيدن به اوج لذت جنسي است
بر خلاف هم تيمي ها و مربي که در مورد هر چيزي که به بازي ال کلاسيکو مربوط ميشود سکوت اختيار کرده اند,ژاوي مصاحبه مفصلي رو درباره بزرگترين بازي سال بارسا در دهه اخير برابر مادريديها که خود نیز در ان حاضر بوده با المونودو دپورتيوو انجام داده است.ا
فصل 01-2000/بازگشت فيگو(2-0)اولين الکلاسيکو فيگو در نيوکمپ(بعد از پيوستن به تيم رقيب).هرگز يک چنين تنفري رو در زمين فوتبال نديده بودم.جو سنگيني بر بازي حاکم بود و کاملا به ياد دارم که پويول چقدر عالي فيگو رو از جريان بازي خارج کرده بود,ومن هم بازي خوبي رو از خودم به نمايش گذاشتم
فصل 02-2001/مساوی با گلزني من(1-1).رئال با زيدان,بکهام,رونالدو,فيگو و ...امده بود و در سطحي بالاتر از ما قرار داشتند اما ما مساوي کرديم و حتي ميتونستيم بازي رو ببريم.خوش شانس بودم که توانستم گل مساوي را به ثمر برسانم
فصل03-2002/کله خوک(0-0).روزي که مستحق برد بوديم.مسابقه به علت پرتاب کله بچه خوکي به زمين هنگامي که فيگو ميخواست کرنر رو بزنه به بازي به يادماندني در ذهن ها تبديل شد.بعضي ها گفتند بازي بدي بود اما به نظرم ما تيم برتر و مستحق پيروزي در اون مسابقه بوديم
فصل04-2003/برتري سفيدها(1-2).اولين سال مربيگري رايکارد در بارسا بود و مادريديها در اون سال برتر از ما بودند.چيز بيشتري براي گفتن ندارم چون اونا تيم بهتري بودند
فصل05-2004/تغييرات مداوم(0-3).فصل تغيير و تحول بود.پايان عصر (کهکشاني هاي 1؟)ما پيشتر در برنابئو1-2 پيروز شده بوديم.(در نيوکمپ)0-3 برديم و در گل اول,اتوئو روبرتو کارلوس رو محو کرد
فصل 06-2005/درد و مصدوميت(1-1)من به خاطر مصدوميت بازي نکردم و به ياد دارم رنج زيادي رو متحمل شدم.ميديد که ميتوانيم پيروز شويم.ما با پنالتي که روبرتو کارلوس بر روي فن بومل انجام داد پيش افتاديم.فکر ميکردم با 2 يا 3 بر صفر پيروز خواهيم شد اما يکدفعه رونالدو توپ با ضربه از کنار ويکتور وارد دروازه کرد.مادريديها هميشه توانايي برگشت به بازي رو داشتند(اون زمان)ا
فصل 07-2006/ظهور مسي(3-3)يادم مياد که با يک بازيکن کمتر بعد از اخراج اولگوئر,مسي بعد از اين که راموس بازي را 3-2 کرد با يک حرکت فوق العاده گل مساوي را به ثمر رساند.او مسابقه مال مسي بود
فصل08-2007/کلاسيکويي تلخ(0-1)شکست تلخي بود.به ياد دارم اخرين بازي بود که قبل از کريسمس بايد بازي ميکرديم.در نتيجه با ناراحتي به استقبال کريمسس رفتيم.نميدونيم چه اتفاقي افتاد,اما اون سال به نظر خسته مي رسيديم.در پايان,ما تقريبا به اساني عنوان لاليگا رو به مادريديها واگذار کرديم
فصل 09-2008/بازي سطح پايين مادريديها(0-2)مادريد مثل يک تيم کوچک به نظر ميرسيد,مخصوصا در خط دفاعي و خيلي از اين موضوع متعجب بودم.يادم مياد باران هرگز قطع نشد و خيلي موثر بازي کرديم
فصل 10-2009/گل ابراهيموويچ(1-0)گفته ميشد مادريديها بهتر شدند,اما عليرغم اخراج بوسکتس,ما برتر از اونا بوديم,نه تنها در نيوکمپ بلکه در برنابئو هم سرتر بوديم
سوال و جواب
بهترين ال کلاسيکويي که در نيوکمپ بازي کرده اي؟
برد 3-0(05-2004)هم از لحاظ تيم و هم از لحاظ فردي.در کل زمان بازي اونا رو خفه کرده بوديم.يادم مياد در کنار دکو به همديگه ميگفتيم "ميريم که کنترل بازي رو تو دست بگيريم,کل بازي رو".از لحاظ فيزيکي بهتر بوديم و بازي خوبي برامون بود
بدترين ال کلاسيکويي که در نيوکمپ بازي کردي؟
فصل 04-2003 چون احساس حقارت ميکرديم...اونا با زيدان ,بکهام,روبرتو کارلوس و ...اومده بودند.اونا تيم برتر بودند و ما احساس ميکرديم قدرت مقابله با اونا رو نداريم
اگر يک قرار ملاقات داشته باشي کدام يک رو براي بيرون رفتن انتخاب مکيني,مورينيو يا کريستيانو رونالدو؟
اگر درباره فوتبال بخواهيم صحبت کنيم...از اين دو....احتمالا مورينيو.تجربيات خيلي بيشتري داره
بازيکني که در تقابل باهاش به مشکل برخوردي؟
زيدان.کاملا منحصر به فرد بود.توپ رو به شما نشون ميداد و فکر ميکرديد که ميتونيد توپ رو ازش بگيريد اما يکدفعه توپ رو ميبرد زير اون يکي پاش.زيدان بهترين بازي دهه 90 و اوايل 2000 بود
بازيکني که بيشتر از بقيه تو رو خسته کرده؟
ماکلله.خيلي ارتجاعي بازي ميکرد.وقتي ميديد بهتون داره نزديک ميشه با خودتون ميگفتيد :"اين يارو ميخواد منو دو شقه کنه".دقيقا مثل رونالدو
گلي که هرگز فراموش نميکني؟
فصل 05-2004 در برنابئو.وچه معني داشت اون گل.در دقيقه اخر,گلي که منجر به پايان عصر کهکشاني هاي 1 شد
بهترين توصيه اي که قبل از ال کلاسيکو بهت شده؟
توصيه گوارديولا :"از بازيتون لذت ببريد اما خارج از فلسفه تيم بازي نکنيد".ا
بازيکن حريف
من 18 ساله بودم و يادم مياد بازيکنان به طرف هم ميرفتند در برنابئو,رائول اون موقع نزديک من شد و دستي به پشتم زد و گفت :"هي,خونسرد باش".من مبهوت شده بودم.اون منو هم شان خودش حساب ميکرد,کاري که ما هم در مقابل بازيکنان جوان مادريديها انجام ميديم
مسابقه اي که دوست داري فراموشش کني؟
سال 2008 در برنابئو باخت 4-1.نه به خاطر نتيجه بلکه به خاطر احساس ناتواني که در زمين مسابقه داشتيم.حدس ميزنم همون احساس را مادريديها در باخت 6-2 سال 2009 مقابل ما داشتند
ال کلاسيکويي که براي تو به عنوان تماشاچي خاص بودند؟
دو تا 5-0.يکي که تيم رويايي 1994 بهش دست يافت و برعکس در سال بعد همين نتيجه در حالي که لادروپ انجا بازي ميکرد.به عنوان يک هوادار,خيلي عذاب کشيدم اما بازي خوبي بود
ال کلاسيکو قابل مقايسه است با...ا
اوج لذت جنسي هنگامي که پيروز باشي(ميخندد).مثل اين ميمونه که پولهاي(به سختي بدست امده) را در کازينو قمار کني.اگر ببري,قلبت از سينه ميخواد بيرون بزنه اما اگر ببازي...ا
اگر تصميم گيرنده تو بودي,چه کسي رو از مادريديها مي خريدي؟
دو تا از دوستام,ايکر و ژابي الونسو.اما فقط جهت اضافه شدن به ليست تيم,چون هيچ کدام نميتوانند بهتر از اين هايي که در حال حاضر داريم براي تيم کار کنند
بازيکني از مادريد که بيشتر از بقيه تحسينش ميکني؟
رائول.با فاصله زياد از بقيه.من هنوز هم با او رابطه خوبي دارم.هييرو هم همينطور.کسي که ميتونه بازيکن مورد نظر من براي کاپيتاني باشه.شخص باورنکردني است اگرچه تصويري که ازش به ياد داريم به درستي شخصيت خوب اون رو منتقل نميکرد.در اينجا خيلي ها از او متنفر هستند
بدترين داوري؟
پرز بورول,در باخت 4-1 سال 2008 براي گرفتن خطاي پنالتي که هرگز پويول مرتکب نشده بود.و لوسانتو عمر که گل ريوالدو رو نپذيرفت,اما به واقع اين خطاي کمک داور بود نه او.با اونديانو(که داور روز دوشنبه است) ما هميشه خوب نتيجه گرفتيم
با رجوع به نتيجه 6-2,با در نظر گرفتن اون همه گل,چه چيزي از اون بازي الان تو ذهن تو بيشتر به ياد مونده؟
احساس برتري که داشتيم.بايد ميديد که چطوري همديگر رو در حین صحبت متهم ميکردند,و اين رو تو نگاهشون هم ميتونستيد ببينيد.از طرف ديگه ما اين احساس رو داشتيم که با هر حرکتمون ميتونيم به گل برسيم

No comments:
Post a Comment