مهمترین نکته حرفهای یوهان کرویف
با در نظر نظر گرفتن وضعیت کنونی و نتایجی که بارسا در حالت لذت بردن اش است,باشگاه گزینه های دیگری به جای فروش پیراهن باشگاه را داشت
مقالاتی که می نویسم همواره برخواسته از تفکراتم است.سال قبل اتفاقات زیادی در بارسا رخ داد.از میان آنها,سه تصمیم در سه باره زمانی متفاوت با اهمیت ترند.اول,انتخاب رئیس جدید,دوم زیر سوال بردن نفر قبلی(رئیس)به دلایل اقتصادی, و سوم فروش پیراهن.من به انتخاب نفر اول جدید باشگاه توسط اکثریت هواداران رسمی احترام میگذارم. اما درباره هرچیزی صحبت نکنم,درباره دومی و سومی حرفهایی برای گفتن دارم.
پنج گل به اسپانیول,یک 5 تای دیگه به رئال. به این تیم به اون تیم.در این فوتبال بارسا با همه تیمها یکسان رفتار میکند.راضی کننده است و آنها هم لذت میبرند.اتفاقی که به این شکل هرگز اتفاق نمی افتاد.اما در این تیم بزرگ,مثل هر تیم دیگری,گذشته ای وجود دارد.هیچ چیزی خود بخود اتفاق نمی افتد.موفقیت بی رحمانه این تیم همچنین باعث به دادگاه کشاندن شخصی شد که آن زمان مسئولیت را بر عهده داشت,رئیس سابق,و همه اینها به خاطر این است که با تصمیمات بقیه موافقت کرده است.وقتی می گویم که در پس چنین تیم بزرگی,میبایست گذشته ای وجود داشته باشد,دارم درباره تصمیماتی که توسط بخش فنی گرفته شده صحبت میکنم.
تغییر شماره 9
در زمان لاپورتا(-تیکی,گواردیولا و من-)وقتی نظر من را خواستند,ما از ایده پیدا کردن راهی برای فروش اتوئو حمایت کردیم.اگرچه قانع نشده بود,اما آنرا پذیرفت,و همه هم این را میداند که,اتوئو برای او بازیکن ویژه ای بود.اگر جزو آن دسته از مسئولانی بود که در تصمیمات ورزشی باشگاه دخالت میکنند,اتوئو اینجا را ترک نمیکرد.و زمانی هم که تیکی و پپ تصمیم گرفتند که آمدن ایبراهیموویچ به جای اتوئو نیاز تیم در فصل جدید است,او با آن موافقت کرد.ما رئیس باشگاه را متقاعد به قبول یک چنین سرمایه گذاری بزرگی کردیم و بعدا متوجه شدیم که اشتباه کرده ایم.
پپ(بعدا) متوجه شد که ایبرا وضعیت تیم را بهتر از قبل نمیکند,و لازم بود که آن بازیکنی که میتواند نفر یازدهم و کامل کننده تیم در تفکرات او باشد را پیدا کند.تصمیم بعدی که گرفته شد خرید ویا بود.تصمیمی که میبایست به سرعت گرفته میشد چراکه جام جهانی نزدیک بود,و بعد از آن امکان داشت(توافق بر سر) قیمت خریدش پیچیده تر از قبل شود.به علاوه همه ما میدانستیم که موضوع فقط خرید ویا نبود بلکه مجبور بودیم از شر ابرا هم خلاص شویم. همه میدانیم که پیامد نهایی(این اقدام)ضربه اقتصادی سنگینی به باشگاه و موفقیتی کامل از لحاظ ورزشی بود.بنابراین ما الان بهترین تیم جهان را داریم اما شخصی را که به پپ و تیکی آزادی در جمع آوری یک چنین تیمی را داد به دادگاه کشاندیم.
اگر صرفا اعداد برای ما مهم باشند, که به راحتی میشد وجود نداشته باشند.کافیست ویا را نمی خریدیم و ایبرا را نگه میداشتیم.و امروز,دیگر هم ویا را نداشتیم و هم بهترین تیم جهان نبودیم.به آن مبلغی که از فروش یایا توره بدست آمد و فروش یک بازیکن دیگر(بدون دست زدن به یکی از سه کاندیدای توپ طلا) را اضافه کنید,امروز دیگر با این آشفتگی ها مواجه نبودیم.
شک دارم حتی یکی از هواداران بارسا آرزوی به وقوع پیوستن سناریو آخری را که گفتم با آنچه در حال حاضر موجود است را داشته باشند.تیم فوق العاده است و این بخاطر تصمیماتی بعضا درست یا اشتباه است که توسط مربی تیم گرفته شده است.و لاپورتا...که تمامی این شکستها بر سر او خراب شده است,درحالیکه مقصران اصلی تیکی,پپ و من هستیم.
ما او را متقاعد به فروش اتوئو کردیم.تصور این بود برای موفقیت نیاز به تعویض او با ایبراهیمویچ بود و وقتی متوجه اشتباهمان شدیم,در فروش بازیکن سوئدی هم از ما حمایت کرد.و دوباره در خرید ویا از ما حمایت کرد.ما یک قدم به عقب برداشتیم تا دو گام رو به جلو حرکت کنیم.هرکدام از بازیکنان فراتر از حد انتظار ظاهر شده اند.
این را گفته و پایش خواهم ایستاد.برای من توجیهی که برای اشتباهشان استفاده میکنند منطقی نیست و بخاطر آن مجبوریم تا اسپانسر روی پیراهن تیم را تحمل کنیم.اگر پنج سال پیش در ابتدا یقین داشتم,بعدها فهمیدم فرمول های دیگری هستند که بوسیله آن باشگاه میتواند متفاوت و منحصر به فرد باقی بماند.امروز,آنها میبایستی این خط فکری را دنبال میکردند.امسال یا حتی سال بعد را فدا میکردند تا همه گزینه های موجود که به وسیله آن میتوان درامد سالانه باشگاه را 25 میلیون یورو افزایش داد,بررسی کنند.
بهترین میراث
مطمئن هستم مدیریت قبلی توانایی انجام اش را داشتند و این مدیریت هم چیزی را در اختیار دارد که هیچ کس دیگری ندارد.آنها وارث بهترین تیم جهان شده اند که این را هم بدون انجام هیچگونه زحمتی در اختیار دارند,تیمی که میتواند بهترین تیم تمامی دوران باشد. بهترین بازیکن موجود بر روی زمین را در اختیار دارند,و البته نفر دوم و سوم را.همه میخواهند نامشان با این تیم در ارتباط باشد.مطمئنا میتوانند همان مقدار پولی که از بابت قرارداد پیراهن تیم بدست می اورند را از طرق دیگر به تیم تزریق کنند. به طور قطع هدف دور از دسترسی نیست. بنابراین...آیا کمی صبر برای دستیابی به این هدف برایشان غیرممکن بود؟

No comments:
Post a Comment